جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی نوعی نظام حکومتی است که علاوه بر ایران در سه کشور افغانستان، پاکستان و موریتانی نیز به عنوان نظام حاکم شناخته میشود. البته شایان ذکر است که بر پایه قانون اساسی هر یک از این کشورها، سازوکار اداره حکومت با یکدیگر تفاوتهایی دارد؛ مهمترین تفاوت موجود در نحوه حکومت جمهوری اسلامی ایران با دیگر نظامهای مشابه، وجود مقام ولایت مطلقه فقیه در راس هرم حکومت این کشور است.فهرست مندرجات [نهفتن]
۱
پیدایش
اساس پیدایش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه ولایت فقیه است.
نظریه ولایت فقیه
نوشتار اصلی: ولایت فقیه
ولایت فقیه پایهٔ جمهوری اسلامی ایران است، هرچند در سال ۱۳۵۸ که ۹۸٫۲ درصد از شرکتکنندگان در همه پرسیی گزینش نوع حکومت به جمهوری اسلامی رای دادند، ولایت فقیه به مفهوم کنونیی آن برای بسیاری شناخته شده نبود. به باور برخی شیعیان در زمان غیبت امام غایب، فقیه واجد شرایط به عنوان ولی فقیه انتخاب میشود که وظایف امام غایب در زمان غیبت را بر عهده دارد. نظریه ولایت مطلقه فقیه در سالهای اخیر توسط روحالله خمینی مطرح شده و نظریات مشابهی نیز در آثار فقهای اقدم و فقهای قدیم و فقهای متأخر نیز موجود میباشد[۲] [۳]
۱۲ فروردین ۱۳۵۸
نوشتار اصلی: روز جمهوری اسلامی
این نوع حکومت در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ مورد همه پرسی قرار گرفت که به ادعای برگزار کنندگان آن ۹۸٫۲ درصد شرکتکنندگان به آن رای آری دادند.
قانون گذاری
مدتی بعد قانون اساسی جمهوری اسلامی به همه پرسی گذاشته شده و به تصویب رسید. این قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ مورد بازنگری قرار گرفت که موارد بازنگری نیز به همه پرسی گذارده شد.
در این نوع حکومت رهبر (ولی فقیه) بالاترین رکن نظام است که طبق قانون اساسی فرمانده کل قوا و ناظر سه قوه مجریه، مقننه و قضاییهاست. رئیس قوه مجریه رئیس جمهور است که با رای مستقیم مردم به فرد تایید صلاجیت شده شورای نگهبان قانون اساسی انتخاب میشود و مدت ریاست جمهوری او که باید از رجال سیاسی باشد ۴ سال است. یک فرد تنها میتواند برای ۲ دوره متوالی یعنی ۸ سال رئیس جمهور باشد. رئیس جمهور وظیفه عزل و نصب وزرا را دارد. برای نصب هر وزیر رئیس جمهور میبایست نام او را جهت اخذ رای صلاحیت نمایندگان مجلس به مجلس شورای اسلامی بفرستد. همچنین انتخاب معاون محیط زیست و ریاست بانک مرکزی از وظایف رئیس جمهور است. رئیس قوه مقننه یا قانون گذاری همان رئیس مجلس شورای اسلامی است که از میان نمایندگان مجلس با رای اعضا به صورت سالانه انتخاب میشود. مجلس شورای اسلامی دارای ۲۹۰ عضو است که اعضای آن از میان کسانی که شورای نگهبان آنها را تائید صلاحیت کرده، به وسیله مردم از راه انتخابات انتخاب میشوند و مدت نمایندگی آنها ۴ سال است. رئیس قوه قضاییه با حکم رهبر به مدت ۵ سال قابل تمدید عزل و نصب میشود و مسئولیت اداره قوه قضاییه و عزل و نصب روسای دادگستری استانها و ادارات ذیربط آن همچون دیوان عالی کشور و دادستانی کل کشور را به عهده دارد.
اصول حکومت جمهوری اسلامی ایران
برابر قانون اساسیی ایران، «اصول حکومت جمهوری اسلامی ایران بر پایه جمهوریت و اسلامیت بنا شدهاست، جمهوریت همان رای و اراده مردم در اداره برخی امور کشور است و اسلامیت یعنی مطابقت داشتن قوانین با دین اسلام.»[۴].
ساختار سیاسی
ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در راس هرم قدرت قرار دارد.پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه قرار مجریه، قضائیه، مقننهاست.
رهبر
نوشتار اصلی: رهبر ایران
آیت الله علی خامنهای ،رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران
در جمهوری اسلامی بالاترین مقام رهبر (ولی فقیه) است که بدون رای مردم و توسط مجلس خبرگان انتخاب میشود.رهبر با نام ولایت مطلقه فقیه بالاترین رکن نظام، و بر پایه قانون اساسی فرمانده کل قوا، ناظر بر سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه و مسئول تعیین سیاستهای کلی نظام است. بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران[۵]، وظایف رهبر به شرح زیر است:
تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام
نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام
فرمان همهپرسی
فرماندهی کل نیروهای مسلح
اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای
نصب و عزل و قبول استعفای:
فقهای شورای نگهبان
رییس قوه قضاییه
رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
رییسان ستاد مشترک نیروهای نظامی و انتظامی
فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی /جانجانالگو:جان|خ-->]]
حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم
عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه قضاییه.
رهبر نه تنها در برابر مجلس خبرگان، بلکه در مقابل ملت نیز پاسخگو است[نیازمند منبع] زیرا ابلاغ سیاستهای کلی نظام که توسط وی انجام میشود تاثیر شگرفی بر آینده کشور دارد . البته باید گفت که از نظر خیلی ها، رهبری را مردم تعیین نمی کنند که بخواهد به آنها پاسخگو باشد. او همچنین طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وظیفه انتخاب رئیس سازمان صدا وسیما را بر عهده دارد و نیز در مقام فرماندهی كل نیروهای مسلح است كه در زمان ریاست جمهوری ابوالحسن بنیصدر این مسئولیت از وی گرفته شد و به رهبری واگذار شد.
بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران[۵]، رهبر توسط مجلس خبرگان رهبری و برای مدت زمانی نامحدود تعیین میشود. مجلس خبرگان رهبری خود حق عزل رهبر را نیز دارد. نمایندگان این مجلس با آرای مردم انتخاب میشوند اما پیش از برگزاری انتخابات، نامزدهای شرکت در این انتخابات باید به تایید شورای نگهبان (متشکل از حقوقدانان و فقهایی، که نیمی از آنها توسط رهبر انتخاب میشوند) برسند.
با توجه به اینکه شش عضو از ۱۲عضو این شورا مستقیما منصوب شده توسط خودرهبر هستند، بسیاری این قانون را دارای یک دور باطل میدانند، به این معنا که رهبری شورای نگهبان را منصوب میکند، شورای نگهبان نماینگان مجلس خبرگان را تایید میکند و نمایندگان این مجلس رهبر را تعیین میکنند.
دولت (قوه مجریه)
نوشتار اصلی: دولت جمهوری اسلامی ایران
محمود احمدینژاد ،رئیس کنونی جمهوری اسلامی ایران
رئیس قوه مجریه، رئیس جمهور است که با رای مستقیم مردم انتخاب میشود و مدت ریاست جمهوری او چهار سال است. در این مورد نیز داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری باید ابتدا به تایید شورای نگهبان برسند. یک فرد به صورت پیاپی تنها میتواند دو بار مقام ریاست جمهوری را در اختیار بگیرد.
رئیس جمهور وظیفه عزل و نصب وزیران را دارد. برای نصب هر وزیر رئیس جمهور میبایست نام او برای گرفتن رای اعتماد نمایندگان به مجلس شورای اسلامی بفرستد. همچنین انتخاب ریاست سازمانهای برنامه و بودجه، محیط زیست و ریاست بانک مرکزی از وظایف رئیس جمهور است.
ریس جمهور
نوشتار اصلی: رئیس جمهوری اسلامی ایران
رئیس جمهوری اسلامی ایران رئیس دولت (قوه مجریه) است و هر ۴ سال یکبار از میان نامزدهای تایید صلاحیت شده بوسیله شورای نگهبان توسط رای مستقیم مردم انتخاب شده و حکم رئیس جمهور توسط رهبری تنفیذ میگردد.
قوه مقننه
نوشتار اصلی: قوه مقننه جمهوری اسلامی ایران
قوه مقننه جمهوری اسلامی ایران دو بخشی است مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، فرایند قانون گذاری در جهموری اسلامی ایران ابتدا در مجلس شورای اسلامی انجام میشود، سپس این مصوبات به شورای نگهبان رفته و در صورت تصویب این شورا مصوبات قابل اجرا میگردد.
مجلس شورای اسلامی
نوشتار اصلی: مجلس شورای اسلامی
مجلس شورای اسلامی
مجلس شورای اسلامی در ایران وظیفه قانون گذاری و نظارت بر دولت را دارد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی از میان نامزدهای تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان هر ۴ سال یکبار توسط رای مستقیم مردم انتخاب میشوند. قوانین تصویب شده توسط نمایندگان مجلس تا هنگامی که به تصویب شورای نگهبان نرسد قانونا قابل اجرا نیست.
رئیس قوه مقننه (قانون گذاری) همان رئیس مجلس شورای اسلامی است که از میان نمایندگان مجلس با رای اعضا به صورت سالانه انتخاب میشود.
بر پایه اصل ۶۴قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران[۵]، عده نمایندگان مجلس شورای اسلامی دویست و هفتاد نفر است و از تاریخ همهپرسی سال ۱۳۶۸ خورشیدی پس از هر ده سال، با در نظر گرفتن عوامل انسانی، سیاسی، جغرافیایی و نظایر آنها حداکثر بیست نفر نماینده میتواند اضافه شود.
همچنین زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعا یک نمایند و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب میکنند. محدوده حوزههای انتخابیه و تعداد نمایندگان را قانون معین میکند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی مسئول تصویب قوانین کشور تحت قوانین اصلی قانون اساسی هستند. بر اساس قانون اساسی هیچ یک از قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی نباید با اصول قانون اساسی و یا اصول شرع اسلام در تضاد باشد، به همین دلیل تمامی مصوبان نمایندگان مجلس باید به تایید شورای نگهبان برسد تا همخوانی این قوانین با شرع اسلام و قانون اساسی تایید شود.
[ویرایش]
نوشتار اصلی: شورای نگهبان
این شورا دو کار عمده دارد:
۱. گزینش از میان داوطلبان نامزدیی انتخابات (ریاست جمهوری، مجلس، ...) و معرفیی نامزدهای مجاز به شرکت درانتخابات؛ به این ترتیب تنها نامزدهایی مجاز به برگزیدهشدن خواهند بود که برابر سیاستهای رهبر و مجلس خبرگان رفتار کنند.
۲. بررسیی قانونهای تصویب شده در مجلس از نظر مغایرت نداشتن آنها با مقررات اسلامی؛ هر قانون برای اجرایی شدن باید در آغاز بهوسیلهٔ این شورا تایید شود.
اعضای شورای نگهبان ۶ حقوقدان، که توسط رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرفی و توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتخاب میگردند، و ۶ فقیه، که مستفیما توسط رهبر تعیین میشوند، هستند.
قوه قضائیه
نوشتار اصلی: قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
بر پایه اصل۱۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی[۵]، قوه قضاییه قوهای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت است. وظایف این قوه بر پایه همین اصل به شرح زیر است:
رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه، که قانون معین میکند.
احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع.
نظارت بر حسن اجرای قوانین.
کشف جرم و تعقیب مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام.
اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.
رئیس قوه قضاییه با حکم رهبر و به مدت پنج سال منصوب میشود و این زمان قابل تمدید است. وظایف وی بر پایه اصل۱۵۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی[۵] چنین است:
ایجاد تشکیلات لازم در دادگستری به تناسب مسوولیتهای اصل یکصد و پنجاه و ششم.
تهیه لوایح قضایی متناسب با جمهوری اسلامی.
استخدام قضات عادل و شایسته و عزل و نصب آنها و تغییر محل مأموریت و تعیین مشاغل و ترفیع آنان و مانند اینها از امور اداری، طبق قانون.
رئیس قوه قضائیه توسط رهبر انتخاب میشود که هر انتخاب برای مدت پنج سال میباشد که البته محدودیتی برای انتخاب مجدد وجود ندارد. این قوه با دادگاهی و زندانی کردن بسیاری از آزادیخواهان دولتی و غیر دولتی از۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴، یکی از مهمترین اهرمهای فشار علیه دولت مردمی رئیسجمهور محمد خاتمی بود.
سایر نهادها
مجلس خبرگان
نوشتار اصلی: مجلس خبرگان
کاندیدهای این نهاد باید دارای شرایط اجتهاد و فقاهت باشند که صلاحیت علمی آنان فقط در دوره اول مجلس از طرف حوزهٔ علمیه تأیید شد و از آن پس تا کنون گرفتن آزمون و تأیید صلاحیت علمی به شورای نگهبان واگذار شده. نمایندگان این نهاد توسط رأی مستقیم مردم انتخاب میشوند.
وظیفه اصلی ادارهٔ کشور بر عهده قوه مجریه(که رئیس جمهور در راس آن است) و قوی مقننه(یا همان مجلس که وظیفه قانون گذاری را بر عهده دارد)است.
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس فعلی مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام
مجمع تشخیص مصلحت نظام
نوشتار اصلی: مجمع تشخیص مصلحت نظام
مجمع تشخیص مصلحت نظام، یکی از نهادهای نظام جمهوری اسلامی ایران است که از سال ۱۳۶۸ ایجاد شده و تعیین اعضای آن به عهدهٔ مقام رهبری است. مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسئولیت تصمیمگیری در سیاستهای کلان داخلی و خارجی ایران و حل اختلاف میان قوای سهگانه را برعهده دارد و همچنین ناظر بر فعالیتهای آنان است. این مجمع وظایف ۱۱گانه از جمله تدوین برنامه چشم انداز ۲۰ ساله (از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴) و نظارت بر اجرای آن را بر عهده دارد. از سال ۱۳۸۵ رهبر جمهوری اسلامی ، اختیار نظارت بر عمل کرد قوای سه گانه را که از اختیارات رهبر است ، به این مجمع واگذار کرد.
[ویرایش]
شوراهای شهر و روستا
بر پایه اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شورای استان، شهرستان، شهر، محل، بخش، روستا و نظایر اینها از ارکان تصمیمگیری و اداره امور کشورند.
با وجود اینکه علاوه بر اصل هفتم قانون اساسی، اصول ۱۰۰ و ۱۰۱ [۵]این قانون نیز بر لزوم تشکیل شوراهای استان، شهر، روستا، محل، بخش و... تاکید شدهاست، تا سال ۱۳۷۷ تشکیل این نهادها تحقق نیافت. (البته اولین شوراها با تلاش آیت الله طالقانی در اوایل انقلاب شکل گرفتند اما عمر و گستره این شوراها بسیار محدود بودند و بسیار زود برچیده شدند[نیازمند منبع]).
در سال ۱۳۷۷ رییس جمهور وقت ایران، سید محمد خاتمی با تاکید بر لزوم به کار گرفتن ظرفیتهای مغفول مانده قانون اساسی اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا را برگزار کرد.
انتخابات این شورا به صورت مستقیم با آرای مردم برگزار میشود و این تنها انتخابات جمهوری اسلامی است که داوطلبین نمایندگی در آن به تایید شورای نگهبان نرسیده و تاییدیه خود را از نمایندگان مجلس دریافت میکنند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
نوشتار اصلی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
نیرویی است در کنترل رهبر که برای نگهبانی از جمهوری اسلامی ایجاد شدهاست و افزون بر نیروهای رسمیی زمینی، هوایی و دریایی و چند نیروی دیگر؛ نیروی مقاومت بسیج و لباسشخصیها را در بر میگیرد. سرکوب مخالفتهای داخلی، و کمک به نیروهای مبارزه اسلامی در اسرائیل، لبنان و ذیگر نقاط جهان از وظایف این نیرو است (نیروی قدس). نیروهای سپاه پاسداران شامل: نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، نیروی مقاومت بسیج، نیروی قدس میشود. فرمانده کل سپاه مستقیما توسط رهبری انتخاب میگردد و جانشین و فرماندهان ستاد مشترک و نیروها به پیشنهاد فرمانده کل و با تصویب و حکم رهبری انتخاب میشوند. علاوه بر آن دو ساختار دیگر در سپاه به نامهای حوزه نمایندگی ولی فقیه و سازمان حفاظت اطلاعات وجود دارد که اولی کاملاً مستقل از ساختار فرماندهی و مستقیما زیر نظر رهبری قرار دارد و دومی نیز تقریباً مستقل از فرماندهی است و فرمانده آن را رهبری با پیشنهاد فرمانده سپاه انتخاب میکند و فرمانده آن مستقیما با دفتر عمومی حفاظت اطلاعات در دفتر رهبری و شخص رهبر مرتبط است و به او گزارش میدهد.[۶] [۷] [۸]
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
نوشتار اصلی: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ایران است که در کنترل رهبر قرار دارد و وظیفی آن پخش سیاستهای نظام است به شرح زیر:
[ویرایش]
قانون اساسی
نوشتار اصلی: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ توسط مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۷۵ اصل نوشته شد.
[ویرایش]
رهبران سیاسی
[ویرایش]
مقام رهبری (ولی فقیه)
روحالله خمینی (۱۲فروردین۵۸ – ۱۳خرداد ۱۳۶۸)
سیدعلی خامنهای (۱۴ خرداد ۱۳۶۸ -)
[ویرایش]
رئیس جمهورها
نوشتار اصلی: فهرست رئیس جمهورهای ایران
ابوالحسن بنیصدر در سال ۱۳۵۸ به عنوان اولین رئیس جمهور ایران انتخاب شد و در خرداد ۱۳۶۰ از این مقام عزل شد.
محمدعلی رجایی در مرداد ۱۳۶۰ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و ۸ شهریور همان سال ترور شد و به قتل رسید.
سیدعلی خامنهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ دو دوره پیاپی انتخاب شد ولی در دور دوم قبل از پایان دوره به مقام رهبری منصوب شد.
علیاکبر هاشمی رفسنجانی از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ در دو دوره پیاپی رئیس جمهور بود.
سیدمحمد خاتمی از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ در دو دوره پیاپی رئیس جمهور بود.
محمود احمدینژاد (رئیس جمهور کنونی) از سال ۱۳۸۴ و برای دو دوره پیاپی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدهاست.
[ویرایش]
نخستوزیران
مهدی بازرگان
محمدعلی رجایی
محمدجواد باهنر
محمدرضا مهدوی کنی
میرحسین موسوی
[ویرایش]
روابط خارجی
روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنشهای فراوانی روبرو بودهاست. از جمله چالشهای ایران پس از انقلاب اسلامی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ماجرای حمله به سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی که منجر به یافتن اسناد بسیاری از آنجا گردید.
جنگ ۸ ساله با عراق (حدود ۵۰۰ هزار کشته، یک میلیون زخمی و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران)
تحریمهای طولانی نظامی، اقتصادی، تکنولوژیکی و پزشکی
ترور میکونوس و محکومیت جهانی نظام جمهوری اسلامی
دستیابی به فناوری هستهای
صدور فتوای ارتداد و کشتن سلمان رشدی (نویسنده انگلیسی از سوی آیتالله خمینی کتاب آیات شیطانی)که در آن به پیامبر مسلمانان اهانت نموده بود.
تنش با اسرائیل به ویژه تهدید این کشور به نابودی از روی نقشه جهان [۹]
دستگیری ملوانان بریتانیایی در پهنه آبی ایران در اروندرود و سپس آزادسازی آنان
[ویرایش]
چالشها
[ویرایش]
نبردهای مسلحانه و ترور در سطح شهرها
پس از انقلاب ۵۷ گروههای مختلفی از قبیل سازمان مجاهدین خلق ایران، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، سازمان پیکار و... که خود را در به وجود آوردن آن سهیم میدانستند اقدام به سهم خواهی از نظام کردند. با مقاومت مسئولین نظام در اوایل انقلاب، این کشمکشها به درگیری مسلحانه و ترورهای پی در پی توسط گروههای فوق منجر شد که طی آن تعدادی از شهروندان و مسئولین کشته یا زخمی شدند.
[ویرایش]
نقض حقوق بشر
یکی از اتهامات دیرینه جمهوری اسلامی ایران نقض حقوق بشر به ویژه در دستگاه قضایی این نظام است. مجامع بین المللی (به ویژه مجامع حقوق بشری و سازمان عفو بین الملل) بارها با اشاره به موارد گسترده اعدام، قطع اعضای بدن، شلاق، سنگسار، پرتاب مجرمین از بلندی و مجازات کودکان زیر سنین قانونی بنا به دیدگاهای خود و ضمن استفاده سیاسی و نادیده گرفتن قانون جاری کشور و حق حاکمیت کشورها از مقامات ایرانی خواستهاند تا به اقدامات خود علیه حقوق بشر خاتمه دهند.
[ویرایش]
حجاب اجباری برای زنان
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و سقوط دولت شاهنشاهی، کم کم بنا به پیاده سازی احکام اسلامی گذاشته شد و زمزمههایی مبنی بر اجباری شدن حجاب در کشور به گوش رسید. حملات برخی از افراطیون به زنان بدون حجاب این زمزمهها را بیشتر کرد تا جایی که در نخستین سالگرد روز جهانی زن (۸مارس) پس از انقلاب ۱۳۵۷، تعدادی از زنان ایرانی در یک راهپیمایی خواهان پیشگیری از قانون احتمالی حجاب اجباری شدند.
اما نهایتاً این قانون به تصویب رسید: به موجب ماده ۱۰۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۱/۸/۱۳۶۲ هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میگردد و درصورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمیباشد ولی عفت عمومی راجریحه دار نماید، فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میگردد.
تبصره - زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.
پهلوی
>-< رضاشاه پهلوی >-<
رضا پهلوی هفتمین فرزند عباسعلی بیگ (سرباز فوج سوادکوه) ازبطن همسر چهارم او به نام " نوشین آفرین " در ۲۴ اسفند۱۲۵۶ آلاشت از توابع سوادکوه مازندران به دنیا آمد. پدرش چند روزی پس از به دنیاآمدن او درگذشت و مادرش با فرزند بیمار خود رضا راهی تهران شد.
رضا در ۱۵ سالگی وارد خدمت قزاق خانه شد و تا مدتها در جنگ و جدالهای نواحی مختلف کشور شرکت نمود. او مدتها بعد با مریم سوادکوهی دختر عموی خود ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه(همدم السلطنه) شد .
همسرش چندی بعد درگذشت و او که در این هنگام به خاطر مهارتش در استفاده از شصت تیر رضا ماکسیم و رضا شصت تیری خوانده میشد،در سال ۱۲۹۵ با تاجالملوک آیرملو دختر فرمانده خود یاور آیرملو ازدواج کرد که برای او چهار فرزند به نامهای شمس پهلوی، محمدرضا پهلوی، اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی به دنیا آورد. رضا از آن پس مدارج ترقی را با نشان دادن شجاعت و لیاقت نظامی خود طی کرد و به دریافت عنوان خانی، درجه افسری و منصب میرپنجی در آتریاد قزاق همدان نایل شد.
رضا خان میرپنج در اوضاع نابسامان کشور در سال 1299 ه.ش با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی در اسفند ماه این سال اقدام به کودتا و تصرف پایتخت کرد و در نتیجه با دریافت لقب "سردارسپه" به ریاست دیوزیون قزاق منصوب شد.
او با نفوذی که در بین نظامیان و سیاسیون کشور پیدا کرد، به تدریج به وزارت جنگ و ریاست الوزرایی رسید و رفته رفته زمینه را برای سلطنت خود فراهم کرد.
با تشکیل مجلس مؤسسان، سلطنت رضا شاه پهلوی رسمیت یافت. در این هنگام رضا شاه با هدف ایجاد پیوند با قاجاریه، همسر دیگری به نام توران امیرسلیمانی اختیار کرد و از او صاحب یک فرزند به نام غلامرضا پهلوی شد. او پس از جدایی از ملکه توران،همسر دیگری به نام عصمت دولتشاهی اختیار کرد که چند فرزند برای او به دنیا میآورد:عبدالرضا -احمدرضا - محمودرضا - فاطمه و حمیدرضا .
رضا شاه 16 سال سلطنت کرد و با عاقبت پس از اشغال کشور توسط قوای بیگانه در شهریور 1320 ناچار به کناره گیری از سلطنت و ترک کشور شد و در سال 1323 در ژوهانسبورگ افریقای جنوبی درگذشت.
>-< محمدرضا پهلوی >-<
محمد رضا پهلوی پسر ارشد و ولیعهد رضا شاه پهلوی که با خواهر همزاد خود اشرف پهلوی در سال 1298 ه.ش از بطن تاجالملوک آیرملو به دنیا آمد، دو بار در کودکی با دیفتری و حصبه تا سرحد مرگ پیش رفت در نوجوانی با گروهی از همسانان خود به سوئیس رفت تا تحصیلاتش را ادامه دهد .
ازدواج اول او با فوزیه خواهر ملک فارق مصر، فوزیه در زمان ولیعهدی اش در ۲۴ اسفند ۱۳۱۷ صورت گرفت که ثمره آن دختری به نام شهناز پهلوی بود.
محمدرضا شاه در سال 1320 و پس از استعفای پدرش رضا شاه پهلوی دوران پر تلاطمی را پشت سر گذاشت و حضور نیروهای نظامی بیگانه (روس و انگلیس و آمریکا)مشکلات فراوانی را برای کشور ایجاد کرد. او در همین ایام از همسرش ملکه فوزیه جدا شد و چندی بعد در ۲۴ بهمن ۱۳۲۹ با ثریا اسفندیاری که پدرش ایرانی و از ایل بختیاری، مادرش آلمانی و زاده مسکو بود، ازدواج کرد. این ازدواج هم علی رغم علاقه شاه به ثریا به علت نازا بودن ثریا به طلاق منتهی شد.
در آذر ۱۳۳8 محمدرضا پهلوی با فرح دیبا ازدواج کرد که ثمره آن رضا پهلوی، فرحناز پهلوی، علیرضا پهلوی و لیلا پهلوی بود.
بعد از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد 1332 ه.ش، محمدرضا شاه پهلوی یکه تاز سیاست ایران شد و در سال ۱۳۴۷ تاجگذاری نمود و همسرش شهبانو فرح را نائب السلطنه نامید.او در این مدت سه بار از مرگ حتمی نجات پیدا کرد.
محمدرضا شاه بعد از سقوط سلطنت پهلوی در انقلاب اسلامی بهمن 1357 ،مدتی در مصر، مراکش، باهاما، مکزیک و مصر به سر برد و عاقبت در ساعت 9 صبح روز ۵ مرداد ۱۳۵۹ در بیمارستان المعادی قاهره بر اثر پیشرفت سرطان خون و کبد بدورد حیات گفت و جسد او در مسجد الرفاهی در کنار جسد مومیایی شده پدر و برادرش به خاک سپرده شد .نویسنده:میلاد مددی
سخنی با جوانان از طرف امام خمینی
نویسنده حسین رجبی
1387/11/19 ساعت 05:09:21
درباره حضرت امام ، اندیشه ها و افکاری که به انقلاب اسلامی منتهی شد، سخنان بلکه کتاب ها و مقالات فراوانی نوشته شده است و نوشته خواهد شد. ولی به یک نکته کمتر پرداخت شده است و آن نکته عبارت است از پر کردن خلا فکری و رهبری آن به وسیله وجود مبارک امام .
در یک نگاه به گذشته و پیش از انقلاب، روشن می شود که جامعه اسلامی خواه شیعه و خواه جهان اهل سنت از یک خلا فکری رنج می برد و به خاطر نبودن فکر و اندیشه رهبری صحیح، فکر طاغوت و شرک بر جامعه حاکم بود. حوزه های علمیه، علما، دانشگاهیان در دانشگاه ها، بازاری ها و تمام اقشار جامعه در سردرگمی و سرگردانی عجیبی سیر می کردند که نتیجه آن حاکمیت یاس و ناامیدی، جمودی و عدم پویایی در ابعاد علمی، معنوی، تفسیر دین و جایگاه آن بود. از سویی تبلیغات کمونیستی و گاه گروه های اسلامی با فکر التقاطی از این خلا فکری استفاده نموده و به جذب نیروهای کیفی و فکری اسلامی می پرداختند. از این رو زمینه جذب بسیاری از جوانان به افکار مادیگرایی و کمونیستی تا گرایش به هیچی گری و پوچ گرایی و غیره وجود داشت.
حضرت امام رحمه الله علیه با اندیشه اساسی و بنیادی خود در مساله رهبری و حاکمیت اسلامی، تحرک و پویایی خاصی به جامعه داد. نیروهای فکری با استقبال از این اندیشه و فکر راه نجات را در استمرار و پی گیری این نظریه دانستند که یکی از عوامل مهم در جهت پویایی و خلاقیت بود. عامل دیگر شخصیت امام بود، که این شخصیت مورد اعتماد فوق العاده مردم و نیروهای فکری قرار داشت. از این رو امام با بیان فکر ولایت فقیه زمینه هدایت و راهنمایی جامعه را پدید آورد.
و جامعه سرگردان، مایوس و سرخورده را به جهت یک هدف مقدس سوق داد. نیروهای فکری و انقلابی در حوزه و دانشگاه جهت پیدا کردند و در نهایت موتور انقلاب روشن شد و به سرعت به نتیجه مطلوب دست پیدا کرد. و با عنایات الهی توانست در برابر همه توطئه ها خود را حفظ کند گرچه به خاطر وجود قدرت های شرق و غرب (شوروی و آمریکا) جو فکری آن عصر این بود که هیچ انقلابی امکان ندارد تحقق پیدا کند و بر فرض تحقق آن یا باید به غرب وابسته باشد یا به شرق و در صورتی که مستقل باشد چاره ای جز گرایش به یک قدرت ندارد و به سرعت در دامنه یک قدرت هضم می شود. اما وجود رهبر کبیرانقلاب اسلامی، و از سویی وجود پایه های فکری و اندیشه ای ایشان ، تا از قدرت های شرق و غرب عبور کند و نه تنها در آنها هضم نشود بلکه آنها را هضم و حذف کند.
بنابراین امام خمینی با همت بلند و اتحاد امت ، نظام اسلامی را بر پایه ولایت فقیه استوار کرد و ایران اسلامی را از سلطه طاغوت نجات بخشید. ولی یک سوال این است که با توجه به جو حاکم در دیگر کشورهای اسلامی که مانند ایران در یاس و نا امیدی سیر می کردند این حرکت در کشورهای دیگر به ویژه کشورهای اسلامی که اکثریت را اهل سنت دارند چه تحولی ایجاد کرد؟ آیا آنان استقبال کردند یا به مقابله پرداختند و یا سکوت کردند. آیا امکان داشت که سایر کشورهای اسلامی باگرایش به امام و فکر ایشان زمینه تحول بنیادی را پدید آورند و حکومت جهانی واحد شکل یابد؟ روشن است که اگر سایر کشورها بدون حب و بغض، با شناخت صحیح امام و افکار ایشان اقبال می کردند چهره جهان به گونه ای بسیار مطلوب و پسندیده در می آمد.
بی تردید حاکمان آنان به شدت تکان خورده و ترسیدند و از وجود چنین انقلاب و نهضتی دل خوش نداشتند که نمونه عدم رضایت، تحمیل جنگ و پشتیبانی اکثر کشورهای سنی نشین از این جنگ بود. بنابراین جز کشور سوریه و پاکستان مخلصانه به استقبال نیامدند. اما توده ها و اندیشمندان و صاحبان فکر جهان اهل سنت چه موضعی گرفتند ؟ روشن است که زمینه ها ی فکری بویژه سابقه فرقه های مذهبی در تاریخ به گونه ای بوده که هر فرقه مذهبی حاکمیت را بدست می گرفت به قلع و قمع مخالفان خود می پرداخت و این جو فکری درباره انقلاب اسلامی ایران نیز وجود داشت. از این رو مخالفان و کسانی که احساس خطر کردند، با تبلیغات فراوان خود آن جو فکر و ذهنی تاریخ را تشدید کردند. این حرکت منفی در حالی انجام می شد که آنان از امام، انقلاب اسلامی و اهداف آن ناآگاه بودند. از این رو با استفاده ا زذهنیت های تعصبی تاریخی، ده ها مقاله، کتاب، رادیو و غیر آن راه انداختند تا افکار توده های مردم را نسبت به انقلاب و امام تخریب کنند و در این راستا وهابیت بیش از هر فرقه دیگر به تخریب می پرداخت. تبلیغات غیر واقعی، دروغ و تهمت بود. نظیر این که در اذان نام امام خمینی را قرار داده اند، اهل سنت را می کشند و ... بدین جهت برای رشد انقلاب اسلامی دو مانع و دو نوع دشمن وجود داشت که با تمام توان خویش تلاش کردند.
1. استکبار جهانی آمریکا و اسرائیل
2. فرقه وهابیت که در عربستان حضور دارند و از امکانات وسیع خود بر علیه انقلاب و شیعه استفاده می کنند این دو گروه تلاش کردند تا انقلاب را نابود نموده و یا در محدوده ایران محصور نمایند و اجازه ندهند در بین سایر مسلمانان نفوذ کند.
لذا پس از جریان عراق، و لبنان تبلیغات داغ تر شد و فتاوای تکفیر از سوی مفتی های سعودی صادر شد.
نتیجه این تبلیغات شدید آن است که پیروان مذاهب اهل سنت در دنیا به شیعه و انقلاب بدبین بشوند لذا خلا رهبری و فکری در جهان اهل سنت همچنان استمرار دارد تا یک رهبری قوی و شجاع پیدا شود و راه صحیحی را که همان راه امام خمینی است در بین اهل سنت احیا کند و آنان را نجات دهد که راه خوشبختی آنان است و یا راه گرایش به وهابیت که آغاز افول و شکست آنان است، زیرا اندیشه محمد بن عبدالوهاب در درون نه توانایی علمی و جاذبیت اجتماعی و سیاسی را دارد و نه استقلال در عمل را زیر آنها واسطه به قدرتند و از سویی آنان با قبرپرستی مبارزه می کنند و از توحید و شرک فقط این را فهمیده اند. آنان با تعظیم قبر پیامبر مبارزه می کنند. اما تعظیم در برابر اسرائیل و آمریکا راشرک نمی دانند. آیا این است توحید؟ آیا مفتی الازهر وقتی دست در دست رژیم صهیونیستی می گذارد می تواند خلا فکری مسلمانان مصر، غزه وغیر آن را برطرف کنند؟ وقتی مفتی سعودی می گوید تظاهرات به نفع مردم غزه گناه است آیا این فکر می تواند مسلمانان اهل سنت را جذب کند؟ بنابراین راه صحیح آن است که اهل سنت جهان برای نجات از سرگردانی به افکار و اندیشه های امام خمینی بازگردند چنان که اهل سنت منصف و آگاه به این حقیقت رسیده اند.
در پایان لازم است به این نکته اشاره شود که باید مسلمانان جهان به این واقعیت توجه داشته باشند که تنها راه نجات آنان از وضعیت نابسامان موجود آن است که رهبری را برگزینند که الهی باشد، راه و روش گفتار و موضع گیری ها، اندیشه ها و افکار او الهی باشد. و در جهان امروز اگر رهبری را خواسته باشیم معرفی کنیم. حضرت امام رحمه الله و مقام معظم رهبری است. اگر موضع گیری های مقام معظم رهبری در مسایل افغانستان، فلسطین و سایر جهان اسلام با سایر رهبران جهان بویژه کشورهای اسلامی مقایسه و بدون تعصب داوری شود ، راه نجات امت اسلامی روشن می شود. ولی متاسفانه گاهی در مناطق مرزی که اهل سنت وجود دارند به جای قدردانی از این واقعیت به سوی افکار و اندیشه هایی گرایش پیدا می کنند که نه تنها نجات و رهایی در آن نیست بلکه موجب بریدگی و اختلاف می شود. به جای آن که در مدارس علمیه از اندیشه های بلند امام و مقام رهبری یاد شود و در متون درسی از آن بهره گیرند از خارج مرزها الگو می گیرند. آیا صحیح است که به جای استفاده از نعمت بزرگ الهی انقلاب و بهره گیری از نام و نان ایران، جهت گیری ها و افکار خود را از خارج مرزها و از مفتی های متعصب کشور های دیگر بگیرند. آیا افکار و اندیشه های حزب الله لبنان ، مسلمانان را به مسیر صحیح راهنمایی می کند یا راه تکفیر، خشونت ، قتل و کشتار طالبان و وهابیان ؟
استاد مطهری و امام خمینی
استاد مطهری و امام خمینی دو كتابی هستند كه یكدیگر را تفسیر می كنند. هیچ كس به خوبی استاد مطهری ، امام را نشناخته بود و هیچ كس نیز مانند حضرت امام، استاد مطهری را نشناخته بود و این امر مرهون دوازده سال تلمّذ استاد مطهری نزد حضرت امام و ارتباط نزدیك استاد با امام تا آخر حیات پربركت آن شهید گرانقدر و نیز سنخیّت روحی و عرفانی این دو بزرگوار علی رغم تفاوت مرتبه است. نگاهی به سخنان استاد مطهری درباره ی حضرت امام و نیز سخنان حضرت امام درباره ی استاد مطهری این حقیقت را آشكار می سازد. استاد شهید در كتابپیرامون انقلاب اسلامی چنین می گویند:
« من كه قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل كرده ام، باز وقتی كه در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درك كردم كه نه فقط بر حیرت من، بلكه بر ایمانم نیز اضافه كرد. وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «امَنَ» دیدم:
1- امَنَ بِهَدَفِه به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمی تواند او را از هدفش منصرف كند.
2- امَنَ بِسَبیلِه به راهی كه انتخاب كرده ایمان دارد. امكان ندارد بتوان او را از این راه منصرف كرد. شبیه همان ایمانی كه پیغمبر به هدفش و به راهش داشت.
3- امَنَ بِقَولِه. در میان همه ی رفقا و دوستانی كه سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه ی مردم ایران ایمان ندارد. به ایشان نصیحت می كنند كه آقا كمی یواشتر، مردم دارند سرد می شوند، مردم دارند از پا در می آیند. می گویند نه، مردم اینجور نیستند كه شما می گویید، من مردم را بهتر می شناسم؛ و ما می بینیم كه روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشكار می شود.
4- و بالاخره بالاتر از همه امَنَ بِرَبِّه. در یك جلسه ی خصوصی ایشان به من می گفت: «فلانی! این ما نیستیم كه چنین می كنیم، من دست خدا را به وضوح حس می كنم». آدمی كه دست خدا و عنایت خدا را حس می كند و در راه خدا قدم بر می دارد خدا هم به مصداق «اِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْكُمْ» بر نصرت او اضافه می كند. یا آنچنان كه در داستان اصحاب كهف مطرح می شود، قرآن می گوید آنها جوانمردانی بودند كه به پرودگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تكیه كردند، خدا هم بر ایمانشان افزود؛ آنها برای خدا قیام كردند و خدا هم دلهای آنها را محكم كرد. اینچنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد می بینم. او برای خدا قیام كرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت كرده است كه اصلاً تزلزل و ترس در آن راه ندارد.»(1)
«در مورد این مرد بزرگ یكی دیگر از خصوصیاتش را بگویم. شاید شما باورتان نشود این مردی كه روزها می نشیند و این اعلامیه های آتشین را می دهد، سحرها اقلاً یك ساعت با خدای خودش راز و نیاز می كند، آنچنان اشكهایی می ریزد كه باورش مشكل است. این مرد درست نمونه علی علیه السلام است. در باره ی علی گفته اند كه در میدان جنگ به روی دشمن لبخند می زند و در محراب عبادت از شدت زاری بیهوش می شود، و ما نمونه ی او را در این مرد می بینیم.» (2)
اما سخنان حضرت امام(ره) در باره ی استاد؛ امام خمینی در پیامهای خود ، مطالب جالب توجهی فرموده اند كه اینك برخی از آنها را نقل می كنیم:
«گرچه انقلاب اسلامی ایران به رغم بدخواهان و ماجراجویان به خواست و توفیق خداوند متعال به پیروزی رسید و نهادهای اسلامی انقلابی یكی پس از دیگری در ظرف تقریباً یك سال با آرامش و موفقیت انجام گرفت، لكن بر ملت ما و به حوزه های اسلامی و علمی خسارتهای جبران ناپذیر به دست منافقان ضدّ انقلاب واقع شد، همچون ترور خائنانه ی مرحوم دانشمند و اسلام شناس عظیم الشأن حجة الاسلام آقای حاج شیخ مرتضی شهید مطهری رحمةالله علیه.
اینجانب نمی توانم در این حال(3)، احساسات و عواطف خود را نسبت به این شخصیت عزیز ابراز كنم. آنچه باید عرض كنم در باره ی او، آن است كه وی خدمتهای ارزشمندی به اسلام و علم نمود و موجب تأسف بسیار است كه دست خیانتكار، این درخت ثمربخش را از حوزه های علمی و اسلامی گرفت و همگان را از ثمرات ارجمند آن محروم نمود.
مطهری فرزندی عزیز برای من و پشتوانه ای محكم برای حوزه های دینی و علمی و خدمتگزاری سودمند برای ملت و كشور بود. خدایش رحمت كند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جایگزین فرماید.
اكنون شنیده می شود كه مخالفین اسلام و گروههای ضد انقلاب در صدد هستند كه با تبلیغات اسلام شكن خود دست جوانان عزیز دانشگاهی ما را در استفاده از كتب این استاد فقید كوتاه كنند. من به دانشجویان و طبقه ی روشنفكران متعهد توصیه می كنم كه كتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود. از خداوند متعال توفیق همگان را خواهانم.» (4)
« شهید مطهّری در عمر كوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت كه پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود. او با قلمی روان و فكری توانا در تحلیل مسایل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست.
امید آن بود كه از این درخت بر ثمر، میوه های علم و ایمان بیش از آنچه بجا مانده، چیده شود و دانشمندانی پر بها تسلیم جامعه گردد. مع الاسف دست جنایتكاران مهلت نداد و جوانان عزیز ما را از ثمره ی طیّبه ی این درخت برومند محروم نمود، و خدای را شكر كه آنچه از این استاد شهید باقی است با محتوای غنی خود مربّی و معلم است.
مرحوم شهید استاد مطهری به ابدیت پیوست؛ خدای با رحمت خود با موالیانش محشور فرماید.» (5)
«چون روز منطبق است با سالروز وفات مرحوم مطهری رحمه الله، من باید یك كلمه هم از آن به شما عرض كنم. مرحوم آقای مطهری یك فرد بود، جنبه های مختلف در او جمع شده بود، و خدمتی كه به نسل جوان و دیگران كرده است، كم كسی كرده است. آثاری كه از او هست، بی استثنا همه ی آثارش خوب است و من كس دیگری را سراغ ندارم كه بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است. ایشان بی استثنا آثارش خوب است، انسانساز است. برای كشور خدمت كرده، در آن حال خفقان خدمتهای بزرگ كرده است این مرد عالیقدر. خداوند به حق رسول اكرم او را با رسول اكرم محشور بفرماید...» (6)
نعمت انقلاب اسلامی
اشاره
برقراری نظام مقتدر اسلامی; نعمتی بدون پیشینه
انسان ارزش نعمتی را وقتی درك می كند كه ضدّش را هم دیده باشد. انسان وقتی ارزش سلامتی را درك می كند كه یك مریضی كشیده باشد; وقتی ارزش سیری را درك می كند كه گرسنگی كشیده باشد; ارزش آب خنك را وقتی می داند كه تشنه شده باشد، وگرنه انسانی كه سیراب است و یك جا نشسته و هوا هم سرد است، بگویند یك لیوان آب سرد خنك چقدر خوب است، درك درستی از آن ندارد; چون هوا سرد است و احتیاجی هم به آب سرد نیست. یا اگر ـ خدای نكرده ـ انسان بیماری پیدا كند آن وقت می فهمد سلامتی چه نعمت ارزشمندی است!
شما ـ الحمدللّه ـ در دوران برقراری حكومت اسلامی زندگی می كنید و شاید همه یا بیشتر شما هم در همین دوران متولد شده باشید. دوران قبلی را ندیده اید كه چه دورانی بود تا بدانید خدا چه نعمتی به ما داده است. خوب است گاهی از دیگران بپرسید كه در آن دوران چه بر متدیّنان می گذشت و خدای متعال به بركت پیروزی انقلاب اسلامی، چه نعمت عظیمی به مردم ما داد و در سایه برقراری این نظام، چه به مسلمانهای همه دنیا داد. اینها دو تا مطلب بسیار مهم هستند كه هر قدر درباره شان بیندیشیم كم است.
اجمالا عرض می كنم: امروز در دانشگاه شما نماز خواندن، عبادت كردن، احكام دینی یاد گرفتن و حمایت از دین یك افتخار است; اما روزگاری بود كه اگر كسی در دانشگاه صحبت از دین می كرد مسخره اش می كردند; اگر می خواست نماز ظهرش را در دانشگاه بخواند جرئت نمی كرد; چون دیگران به او می خندیدند و مسخره اش می كردند; می گفتند: تو هنوز نماز می خوانی؟ اُمّی هستی! دهاتی هستی! و مسائل دیگری كه نه فرصت گفتنش هست و نه تاب شنیدنش. به هر حال، چنین دورانی بود.
از طرف دیگر، نه تنها در ایران اصلا امیدی نبود برای اینكه اسلام به عنوان یك قانون كشوری مطرح شود و كسانی به نام «دین» حكومت كنند، در سایر كشورهای اسلامی هم اصلا كسی خوابش را نمی دید.
ایثارگریهای مردم مسلمان ایران; افسانه سازیهای تاریخی!
من به عنوان نمونه، یك مورد كوچك را می گویم: من وقتی طلبه شده بودم قدری با تاریخ اسلام آشنا بودم. یك داستان برای من بسیار شگفت انگیز بود و به صورت رؤیا جلوه می كرد كه چنین چیزی چطور ممكن بوده است! و آن داستان حنظله غسیل الملائكه بود. ماجرا در جنگ «اُحد» اتفاق افتاد. جنگ اُحُد جنگی بود كه درست در دروازه شهر مدینه ـ اكنون احد جزو شهر شده است ـ رخ داد. میدان جنگ مجاور شهر بود و چندان فاصله ای با آن نداشت. وقتی جنگ شروع شد مسلمانها وارد صحنه شدند و سنگربندی كردند. جوانی بود به نام حنظله; جوان نورسته ای كه از قراین برمی آید تازه به استقلال رسیده بود، فرض كنید حدود بیست سالش بود. این جوان تازه عروسی كرده بود. شب عروسی اش عده ای از مسلمانها برای جنگیدن به جبهه احد رفته بودند. او شب را در مدینه ماند، طبق رسم هایی كه بود ـ به هر حال ـ باید عروس و داماد در شب زفافشان همدیگر را ببینند. صبح با عجله به طرف میدان جنگ احد آمد، در حالی كه فرصت نكرده بود غسل كند. در همان حال جنابت وارد میدان شد و به جنگ رفت و به شهادت هم رسید. پس از شهادت او، پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: می بینم فرشتگان آسمان را كه حنظله را از جنابت غسل می دهند و به این مناسبت، او را «غسیل الملائكه» نامیدند; یعنی كسی كه فرشتگان او را غسل دادند.
این داستان برای من عجیب بود كه جوانی در آن زمان جوانی اش، در شب عروسی هنوز غسل نكرده بیاید وارد میدان جنگ شود. دست كم صبر می كرد دو ساعت بعد; مثلا، صبحانه ای می خورد، خودش را آماده می كرد، بعد به جبهه می رفت. این چه اشتیاقی بود كه هنوز غسل نكرده به میدان جنگ رفت و شهید شد؟ این برای ما به صورت اسطوره جلوه می كرد كه مگر می شود انسان این قدر به جهاد و شهادت اشتیاق داشته باشد و سر از پا نشناسد، آن هم شب عروسی اش؟
در دوران طلبگی، همیشه این داستان در ذهن من بود كه چقدر مسلمانهای صدر اسلام فداكار بودند! چقدر از خودگذشته بودند! در مقابل وظیفه جهاد، لذتهای دنیا برایشان ارزشی نداشت! تا اینكه ماجرای دفاع مقدّس اتفاق افتاد و كسانی در این دوران، در كشور ما پیدا شدند كه حنظله غسیل الملائكه به گرد پای آنها هم نمی رسد. اگر ما یك نفر در تاریخ اسلام به نام حنظله غسیل الملائكه داریم، در دوران دفاع مقدس، صدها و هزارها جوان هایی داریم كه حنظله باید خدمتگزار آنها باشد، از لحاظ ایثار و شهادت طلبی و داستانهای عجیبی كه هر كدام آنها درسی برای زندگی است، و اینها به بركت انقلاب و به بركت نَفَس حضرت امام(قدس سره)كه به مردم خورد، روحشان را عوض كرد و آمادگی هرگونه فداكاری و شهادت طلبی پیدا كردند و عاشقانه به میدان جنگ رفتند.
جوانان كشور اسلامی; مقایسه وضعیت دوران دفاع مقدّس و پس از آن
این مقایسه آن دو حال: از یك طرف، عظمت این نعمت را به ما نشان می دهد كه نعمت انقلاب به وجود رهبریهای حضرت امام(قدس سره) و آن حال و شور و هیجان و شوق و اشتیاقی كه در مردم به وجود آمده بود چقدر ارزشمند بود و چه معجزهها آفرید! و از یك طرف، وضعیت حال جوانانی این چنین! البته اینها چیزهای نادری است، ولی به هر حال، همین هم برای ملت شهید داده و انقلاب كرده خسران است كه بعضی از جوان هایش را شما ببینید به جای اینكه به اوج شكوفایی معنوی و اخلاقی و روحی برسند در وادی دیگری وارد می شوند. این سیر صعودی و نزولی ـ كه می توانید آن را به صورت یك منحنی ترسیم كنید ـ كم و بیش در همه جوامع وجود دارد.
صعود و نزول جوامع
در قرآن كریم هم مطلبی شبیه این معنا داریم: در سوره حدید می فرماید: (أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِاللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَكُونُوا كَالَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ) (حدید: 16) ترجمه آیه این است: آیا وقت آن فرا نرسیده است كه مؤمنان دل هایشان خشوع پیدا كند، نرم شود، در مقابل یاد خدا دل هایشان فرو بشكند، خشوع پیدا كند و مثل گذشتگان از اهل كتاب ـ منظور یهود و نصاراست ـ نباشند كه زمان طولانی بر آنها گذشت و دل هایشان سخت شد (فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ) و قساوت پیدا كرد و بسیاری از آنها به فسق و فجور گراییدند؟ حال گذشتگان را ترسیم می كند. كه از اینها برمی آید كه پیامبران آمدند آنها را هدایت كردند و رشد معنوی دادند، ولی در اثر مرور زمان تغییر كردند. تعبیر قرآن این است كه (فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ)، زمانی بر آنها طولانی گذشت تا اینكه دل هایشان سخت شد. این شبیه همان معناست، گویا یك منحنی را ترسیم می كند كه اینها اول رشد كردند و به كمالی رسیدند و بعد زمان كه طولانی شد، آرام آرام دوباره رو به انحطاط برگشتند.
لزوم عبرت آموزی از تاریخ
البته اینها هیچ كدام جبرآور نیست و رفع تكلیف هم از ما نمی كند، فقط برای این است كه از گذشتگان عبرت بگیریم. اینكه خدای متعال وقتی به هر جامعه ای نعمت هایی می دهد، اول قدردانی می كنند، مثل مریضی است كه تازه از بستر بیماری در آمده، قدر سلامتی را می داند. وقتی مریض است مدتی باید پرهیز كند، درد و ناراحتی تحمّل كند، با خود شرط می كند كه اگر سالم شد دیگر مواظب باشد ـ مثلا ـ بد خوراكی نكند تا مریض نشود، یا خوب مسواك بزند و مواظب باشد تا دندان هایش خراب نشود. ولی پس از مدتی یادش می رود، چند وقتی كه مزه سلامتی را چشید و كم كم به آن عادت كرد، با خود می گوید: اگر امشب مسواك نزدم مهم نیست... بعد از چندی دوباره همان قضیه تكرار می شود.
در مسائل اجتماعی هم چیزی از همین قبیل وجود دارد. كسانی كه سختیهای دوران پیش از انقلاب را كشیدند، اوایل انقلاب قدر این نعمت را دانستند، حاضر شدند برای حفظ این نظام، از همه چیزشان بگذرند. آن قدر مردم فداكاری كردند كه داستان هایش خواندنی و شنیدنی است. انقلاب كه پیروز نشده بود و شركت نفت در اعتصاب بود، نفت پیدا نمی شد و در سرمای زمستان، مردم باید صفها می كشیدند; نفت را جیره بندی كرده بودند. اما بعضی جوانها همان نفت خودشان را به خانه فقرا، پیرزنها و افراد ناتوان می بردند; خودشان سرما می خوردند و یك گالن نفتی كه داشتند به همسایه ضعیفشان می دادند كه او سرما نخورد. آن صحنهها چقدر زیبا بود! یك ظرف نفت برای ما قیمت ندارد، اما تحمّل سرما و اینكه انسان ظرف نفتی را كه سهم خودش است به همسایه پیرزنش بدهد، خیلی زیباست!
سیر صعودی ارزشها و فرهنگ در كشور ما
به هر حال، نمونههای زیادی هست، برای هر كسی متناسب با زندگی خودش. مرزها شكسته شد و كار به جایی رسید كه از بودجه همین خانوادههای شهدا ـ كه اینها در واقع، وارثان اصلی این كشور هستند ـ از بودجه متعلّق به ملتی كه این همه شهید داده است، جوایزی تهیه می كنند به نام یك نهاد دولت اسلامی، هدیه می كنند به بعضی از اشخاصی كه سوابق فاسدی در دوران رژیم گذشته و الان دارند! بعضی اشخاصی كه سوابق فاسدی در دوران رژیم گذشته داشتند و الان هم در دوران انقلاب، در خارج از كشور یا در داخل، به كارهای ضدّ اخلاقی مشغول هستند، وقتی می آیند اینها را احترام می كنند و برایشان جشن می گیرند.
وظیفه ما در دوران افول ارزش ها
اول بنا شد مواظب باشیم خودمان نلغزیم; دوم دست دوستمان را بگیریم كه نلغزند; سوم دست كسانی را كه لغزیده اند بگیریم، بلندشان كنیم.
از سوی دیگر، باید سعی كنیم شرایط اجتماعی به گونه ای فراهم شود كه نتوانند كسانی از این شرایط سوء استفاده كنند و علیه ارزشهای اسلامی قدم هایی بردارند. این كاری عظیم است، وظیفه ای است بزرگ، ولی به هر حال، وظیفه واجبی است كه به گردن نسل جوان است. صرف اینكه بگوییم در همه جوامع این جور چیزها پیش آمده است، این مجوّزی نمی شود كه ما آن كارها را انجام بدهیم و در نتیجه، بلغزیم. درست است كه مثل یك سنّت تاریخی می ماند كه در همه جوامع، این سیر نزولی و صعودی وجود داشته است، ولی به هر حال، هیچ وقت تكلیف را از دوش كسانی برنداشتیم. این هشداری است كه ما توجه داشته باشیم و بترسیم از اینكه خودمان مبتلا بشویم! چون نظیرش برای دیگران پیش آمده است. مواظب باشیم ما مبتلا نشویم! هیچ وقت این تجویز نمی كند كه چون دیگران شدند، پس ما هم مبتلا می شویم.
قرآن این همه داستان گذشتگان را كه نقل می كند، می فرماید اینها به عذابها و نكبت هایی مبتلا شدند: (وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ) (شعراء: 8) كسانی كه مبتلا شدند برای این بود كه بیشترشان ایمان به خدا نداشتند، به دستورات دین عمل نمی كردند. این معنایش آن نیست كه شما مجاز هستید مثل ما بشوید; معنایش این است كه شما مثل آنها نشوید.
وظیفه ویژه نسل جوان در عصر حاضر
همین طور در زمینه سیاسی، ما به استقلالی رسیده ایم، به عزّتی رسیده ایم كه بیان آن داستان مفصّلی است. ما در نظر مردم دنیا چقدر پست بودیم، ما را به حساب نمی آوردند، نوكر آمریكا بودیم، هر چه او می خواست می شد. اما پس از انقلاب، كشور قدرتی در مقابل قدرت آمریكا شد. ایران چنان عزّتی پیدا كرد كه وقتی امام(قدس سره)سخنرانی می كرد رئیس جمهور آمریكا كارهایش را تعطیل می كرد و گوش می داد، ببیند امام چه می گوید. در معادلات سیاسی بین المللی، ایران جایگاه مهمی پیدا كرد. الحمدللّه هنوز هم تا حد زیادی این عزت برای ما در سطح بین المللی محفوظ است. این همه كه آمریكا با ایران دشمنی می كند، باز می بینید ما در روابط دیپلماتیكمان، حتی با كشورهای اروپایی، موفقیتهای بزرگی نصیبمان می شود، به كوری چشم آمریكا! ولی به هر حال، اینها در معرض خطر قرار دارند. اگر بخواهیم این عزّت در سطح بین المللی، آرامش و اطمینان خاطر در سطح روانی جوانانمان، پیشرفتهای اخلاقی، معنوی، و همین طور پیشرفتهای اقتصادی، علمی، اختراعات و بسیاری از چیزهایی كه در دوران پس از انقلاب نصیب مردم ما شد، اینها هم محفوظ بماند و هم سیر صعودی داشته باشد، ما باید همّت كنیم. هیچ كس از خارج نمی آید اینها را برای ما تضمین كند. این بستگی به نسل جوان ـ بخصوص ـ دارد كه در آینده همّت كند این ارزشها را حفظ كند و خودشان راه را ادامه دهند و در جهت ارتقائش و تعالی اش همّت بگمارند، زحمت بكشند و این حركت تكاملی را ادامه دهند.
اما اگر روحیه راحت طلبی، تن آسایی و تنبلی در ما پیدا شد یا روحیه وازدگی، عدم استقلال، تقلید كوركورانه از دیگران و چیزهایی از این قبیل، همه اینها در معرض خطر قرار می گیرد. خدا هیچ ضمانتی نكرده است نعمت هایی را كه به مردم می دهد الی الابد حفظ كند. مادام كه خودشان در جهت حفظ آن نعمتها فعالیت می كنند، خدا هم كمك خواهد كرد. اما اگر خودشان نخواستند، خدا آنها را برایشان حفظ نخواهد كرد.
ما از یك سو، باید بركات این انقلاب را همیشه به خاطر داشته باشیم و خدا را شكر كنیم كه در چنین زمانی زندگی می كنیم كه به بركت خونهای شهدا، امنیت، آسایش و وسایل تكامل معنوی برایمان فراهم شده است، و از سوی دیگر، باید نگران این باشیم كه مبادا در اثر ناسپاسیها و كفران نعمت، این نعمتها از دستمان برود! به هر حال، دغدغه انجام وظیفه داشته باشیم كه آیا تكلیفی را كه به عهده ماست و خدا از ما می خواهد، درست انجام می دهیم، یا خدای نكرده ـ كوتاهی می كنیم؟
این ایام كه ایّام تجدید میثاق با ولایت است، عید ولایت، و پیروزی انقلاب اسلامی است، باید برای ما هم عید میثاق جدیدی باشد. خاطره این حوادث وقتی تكرار می شود، بزرگداشت خواطر گذشته كه به نام «عید» یا به نامهای دیگری در طول تاریخ می ماند، برای این است كه نظیر آن حوادث را ما در زندگی خودمان داشته باشیم و از بركاتش استفاده كنیم.
جا دارد در ایّام پیروزی انقلاب اسلامی و در زمانی كه ارزشها و هنجارهای دینی احیا گردید، شكرگزار این نعمت باشیم و با خدای خود پیمان ببندیم كه شكرگزار نعمتهای الهی باشیم. در این ایّام، باز تجدید میثاق كنیم كه پیرو ولایت باشیم. این خاطره را همیشه در ذهن خودمان تجدید كنیم. ما امروز باید فرمان رهبرمان را به جای فرمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از جان و دل گوش كنیم و سعی كنیم در راه دستاوردهای انقلاب و ارزشهای اسلامی و اطاعت از مقام رهبری از هیچ چیزی مضایقه نكنیم.
دهه ی فجر از نگاه مقام معظم رهبری

دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میكردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.
دهه ی فجر
اولین كلامی كه از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مركز را میداد:
"توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است"
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت...
نوزدهم بهمن ماه 1357
راهپیمایی از 9 منطقه تهران شروع و به سمت میدان آزادی ادامه یافت. گروه بسیاری از همافران نیروی هوایی با یونیفورمهای نظامی در این راهپیمایی حضور داشتند شعارهای راهپیمایان در دعوت از ارتش به همبستگی با ملت و حمایت از دولت موقت بود.
پس از آن كه تمام راهپیمایان نقاط مختلف تهران در میدان آزادی تجمع كردند، قطعنامهای توسط برگزاركنندگان مراسم خوانده شد كه در آن از فرار شاه و بازگشت رهبر انقلاب استقبال شده بود. همچنین ضمن حمایت از نخستوزیری بازرگان، نیروهای مسلح به اطاعت از دولت او دعوت شدند. در این قطعنامه به دولت بختیار جهت مقاومتش در برابر موج خروشان انقلاب اخطار داده شد و اعلام گردید كه فقط قراردادهایی اعتبار دارند كه به تصویب دولت موقت رسیده باشند.(1)
پرسنل نیروی هوایی پس از این تظاهرات عازم محل اقامت امام خمینی (ره) شده و در مقابل ایشان ادای احترام كردند. این خبر ب همراه تصویری باشكوه در روزنامه كیهان منتشر شد. این اقدام برای سران ارتش چندان غیرمنتظره بود كه در اعلامیهای در صدد تكذیب حضور نظامیان در این راهپیمایی برآمدند. آنان كه هنوز بر توهم وفاداری و سوگند به شاه باقی بودند عكس ادای احترام همافران در برابر امام را جعلی خواندند. در مقابل این اقدام ارتش، دفتر امام خبر و عكس كیهان را صحیح و واقعی دانست.(2)
از سوی دیگر اخبار روزنامهها در روز 19 بهمن حاكی از آن بود كه قرهباغی ارتش را از دخالت در سیاست برحذر داشته بود.(3)
در مقابل موج حمایتها از دولت موقت، یك روز قبل از این در 18 بهمن عدهای تحت عنوان طرفداران قانون اساسی در سالن بدمینتون استادیوم امجدیه (شیرودی) گرد آمده بودند. این عده كه به دعوت جبهه وحدت ملی در این مراسم حاضر شده بودند، با شعارهایی چون: زنده باد ارتش، پاینده باد قانون اساسی و بختیار سنگر تو نگهدار به ستیز با انقلاب اسلامی مردم ایران پرداختند. این تجمع به گفته ناظران در حدود چهار، پنج هزار نفر را شامل میشد.
قطعنامهای كه در پایان این مراسم قرائت شد بر حفظ قانون اساسی، استقلال و تمامیت ارضی كشور، مبارزه با استعمار سرخ و سیاه و حمایت از ارتش و دولت قانونی بختیار تأكید داشت(4)
روز پنجشنبه 19 بهمن برای دولت موقت روز موفقیتآمیزی بود. در این روز دولت موقت روز موفقیتآمیزی بود. در این روز دولت لیبی دولت بازرگان را به رسمیت شناخته و هفت وزارتخانه به تصرف كارمندان طرفدار دولت موقت در آمد(5) این اقدامات بختیار را آشفته ساخت و او كه تا آن زمان دولت بازرگان را دولت سایه مینامید وزیران كابینه بازرگان را به بازداشت تهدید كرد(6)
جمعه بیستم بهمن 1357
در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماعكنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات كردند كه این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عدهای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش كشیدند(8)
در حالی كه روز 20 بهمن رو به پایان بود، هیچ كس تصور نمیكرد شبی پرحادثه در پیش باشد اما آن شب، تهران آبستن حوادث بود. اوایل شب عده زیادی از همافران و درجهداران نیروی هوایی در سالن آسایشگاه جمع شدند تا تصاویر امام را از تلویزیون ببینند. هنگامی كه تصویر امام (ره) بر صفحه پدیدار شد، همافران با ابراز احساسات برای ایشان صلوات فرستادند. این ابراز احساسات موجب خشم افسران تیپ گارد جاویدان شده و درگیری میان طرفین شروع میشود. در همان شب یگانهایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سركوب همافران عازم دوشانتپه میشدند بامداد 21 بهمن در راه بود و پایگاه هوایی دوشانتپه لحظه به لحظه در حلقه تنگ محاصره نیروهای گارد جاویدان در میآید. همافران كه در محاصره بودند متحمل تلفات شدیدی شدند. در اواخر شب نیروهای مردمی و گروههای مسلح به یاری همافران شتافته و نبرد سختی بین دو طرف آغاز شد. سرانجام نیروهای گارد مجبور به عقبنشینی شدند. هجوم دوباره نیروهای گارد جاویدان به پادگان دوشانتپه نبرد خونین دیگری را رقم زد(9)
21 بهمن درگیری مسلحانه و نقشهای برای كودتا
صبح روز 21 بهمن مردم تهران به هواداری از همافران تظاهرات كردند. در چند نقطه از تهران نزاع رخ داد و از میدان فوزیه (امام حسین) تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش میرسید. در حالی كه مردم به سمت دوشانتپه حركت میكردند، عدهای از همافران در منزل امام خمینی (ره) پناه گرفتند. گزارش روزنامههای تهران حكایت از كشته و زخمی شدن صدها تن درگیریهای دوشانتپه داشت. در این زمان آیتالله محمود طالقانی به نمایندگی از امام (ره) از یگانهای نظامی خواست به پادگانهای خود بازگردند و به درگیریها خاتمه دهند(10) از پیش از ظهر روز 21 بهمن مذاكرات میان فرماندهان ارتش و رهبران انقلابیون آغاز شد، اما زد و خوردها در نقاط مختلف تهران ادامه داشت؛ پادگان سلطنتآباد در شمال تهران به تصرف انقلابیون در آمد و تا سیاست نظامی آمریكاییها تسخیر شد.
درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد(11) این تحولات در حالی رخ میداد كه بختیار خود را هنوز نخستوزیر قانونی میدانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاكره با مخالفان خبر داد. علیرغم این سخن، در ساعت 2 بعدازظهر 21 بهمن، از رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت 30/16 تا 5 بامداد اعلام كرد و در اعلامیه بعد این زمان تا 12 ظهر 22 بهمن تمدید گردید(12) امام خمینی (ره) در حالی كه بیمار بود، طی اعلامیهای به مردم هشدار داد و اعلام نمود: "به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارید و به خیابانها بیایید چرا كه گاردیها و فرماندار نظامی توطئه كردهاند تا با استفاده از نبودن مردم، همافران را تار و مار كنند."(13)
پس از اعلام سفارش امام (ره)مردم به خیابانها ریخته و در هر گوشهای از شهر سنگری بر پا شد. به گفته خبرنگار بی بی سی روحانیون در بین شهر میگردند و میگویند كه آیتالله خمینی اعلام كرده است ساعتهای منع عبور و مرور غیرقانونی است و همچنین ایشان گفته است اگر لازم شود متقابلا میجنگد."(14) در جبهه انقلابیون در مورد اعلامیه فرماندار نظامی گمانهایی وجود داشت كه از آن جمله تصور بر این بود كه فرمانداری نظامی قصد داشته با اعلام منع عبور و مرور از فرصت استفاده كرده و در خالی بودن خیابانها، امام خمینی (ره) را دستگیر كنند(15)
بختیار با همه تظاهری كه به مذاكره با دولت موقت داشت، سعی میكرد با خشونت در مقابل انقلاب بایستد. از همین رو ساعت 6 بعدازظهر روز 21 بهمن در جلسه شورای امنیت ملی با فرماندهان ارتش شركت كرد و از آنان خواست با شدت تمام مقررات حكومت نظامی را اجرا كنند. او حتی دستور داد منطقه اطراف پادگان دوشانتپه بمباران شود. و در همان جلسه دستور دستگیری سران انقلاب را صادر كرد(16)
علیرغم این خطرها تهران بیدار بود و مردم به فرمان رهبر انقلاب، بیاعتنا به حكومت نظامی در خیابانها سر كردند. از آنجا كه این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی همچون قزوین به سوی تهران در حركتند، مردم شهرها اطراف تهران از خانههای خود بیرون آمده و در خیابانها و جادهها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت كنند.](17) در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوسهای شركت واحد تا آنجا كه توانستند شاهراهها و خیابانهای بزرگ را مسدود كردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشینهای نظامی و تانكها بشوند(18)
22 بهمن، اعلام بیطرفی ارتش و پیروزی انقلاب اسلامی
صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده میشوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد كل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،معاونین، رؤسا و مسئولان سازمانهای ارتش در این جلسه حضور پیدا كردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قرهباغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، كمال حبیباللهی و عبدالعلی بدرهای. جلسه با سخنان ارتشبد قرهباغی آغاز شد كه طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشكلات آنها پرداخت.
عبدالعلی بدرهای فرمانده نیروی زمینی از كمبود نیروهای تحت امرش برای كمك به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حكایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت:
به طوری كه تیمساران ملاحظه میكنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها كه فرماندهان نیرو تشریح كردند،به عللی كه همه میدانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است كه نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمیباشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفتهاند و بنا به اظهار نخستوزیر، مراجعه نمیكنند. ماهها است كه امور كشور تعطیل است. آیتالله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان دادهاند كه پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبههایش میخواهد جمهوری اعلان كند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است كه در این مناقشه سیاسی ارتش خود را كنار كشیده و مداخله ننماید.
در ساعت یك بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بیطرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگانها باز گردند(19)
امام خمینی (ره) نیز در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم كوبیدن هر نوع حمله تازهای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود.
از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دستهجمعی استعفا دادند(20)
مراكز حساس دولتی یكی، یكی به تصرف انقلابیون در آمد. رادیو تهران كه از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،در ساعت 2 بعدازظهر كاملا در اختیار آنان قرار گرفت(21)
اولین كلامی كه از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مركز را میداد:
"توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است"
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت(22)
بعدازظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند كه توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیكپی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت كشور (ساواك) كه در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.(23)
طبق آنچه كه در روزنامهها نوشتند در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند.(24)

عکس دربارهی 22 بهمن
دربارهی 22 بهمن
|
تبلیغات 


